روانشناسی
مشاوره راهنمايى ازدواج شغلى خانوادگى تحصيلى
رهایی از وابستگی

وابستگی نگاهی محدود و بسته به دنیای پیرامون ماست

 

 

هرگاه میخواهید به فردی نه بگوییدواینکاررا نمیکنید در واقع به نیازهای دیگران بیش از خود اهمیت میدهید.در واقع مرزهای خود با شخص مقابل را مشخص نکرده ایید

فکر میکنید اگر با دیگران روراست باشید با چه مشکلاتی روبرو خواهید شد؟

1-اگر "نه"بگوییم ناراحت شده و یا فکر میکنند که انها را طرد کرده اییم البته این امکان وجود دارد.اگر به درخواست فردی نه بگویید,ممکن است احساس سرخوردگی کند.ولی شما نمیتوانید مسیوا افکار و احساسات دیگران باشیدبلکه ما باید مسیول افکار و احساسات خود باشیم.اگر این احساس به شما دست میدهد که فرد مقابل از شما رنجیده میشود به او بگویید:نمیخواهم از من رنجیده شویداما حرفهای خود را بدون احساسات مخربی مانند گناه یا خجالت بیان کنید.این نشان میدهد که شما در ضمن اینکه احساسات فرد را نادیده نگرفته ایید تا حدی به مرز بلوغ فکری رسیده اید چرا که به عواقب انچه پاسخ مثبت شما میتوانسته بوجود اورد واقف بوده و از بروز نتایج ناخوشایندی که میتوانسته برای فرد مقابل شما ایجاد نماید پیشگیری کردهید.

2-اگر نه بگویم دیگر مرا دوست نخواهند داشت و یا اینکه اگر نه بگویم دیگر از من چیزی نخواهند خواست

ایا واقعا اینگونه است؟

ایا دوست داشتن و احترام گذاشتن در گرو همان پاسخ منفی است که ما میدهیم یعنی اگر همه افکارواحساسات خود را نادیده بگیریم ما را دوست خواهند داشت؟

شما در هر زمان میتوانید با یک موقعیت روبرو شویدو شما نمیتوانید اعمال کسی را در اینده کنترل کنید.بهتر است برای فرد مورد نظر مشخص کنیم که پاسخ منفی به شمابه درخواست  کنونی اوست که بر خلاف احساسات و ارزشهای شماست. شک نکنید که همیشه درخواست ها با پاسخی منفی شما مواجه نخواهد شد همیشه  به او بگویید وقت دیگری درخواست کن.

3-پاسخ های انها به من همیشه مثبت بوده پس من هم نمیتوانم به انها نه بگویم به همین جهت احساس گناه و ترس از دست دادن به سراغم خواهداین وضعیتی است که در ان دو موقعیت اشتباه میشود انچه که شما انجام میدهید  مسیولیتش با شما و انچه که انها انجام میدهند مسیولیتش هم با انهاست ما باید بر حسب توانایی های خود مسیولیت قبول کنیم . احساس گناه از وابستگی هایی است که بخاطر همین نه گفتن ها گرفتارش میشویم.اینکه فردی به خواسته مشروع من پاسخ اری داده است دلیل موجهی برای اینکه شما به هر درخواستی پاسخ مثیت بدهید معقولانه نیست.مرزهای باید و نباید و ارزشهای خود را نباید فراموش کنیم.

4-دلسوزی بیش حدامکان نه گفتن را از شما میگیرد

دلسوزی بیش از حد به این دلیل است که ما میخواهیم کمبود محبت خود را به هر نحوی جبران کنیم. در این احساس که باشید وقتی جوابی که باید اری باشد تبدیل به نه میکنیم  هم از خود احساس نارضایتی میکنیم و هم امکان رنجیده خاطر کردن  طرف مقابل را زیاد میکنیم

ابزارهایی که به به ما کمک میکند که روراست باشیم و از این ابزار موجود کلامی استفاده نکنیم

1-پاسخ خود را با یک نه واضح و محکم بیان کنید

2-از عذر خواهی استفاده نکنید دلیل اوردن منطقی با طلب پوزش متفاوت است

3-باید این احساس در ما وجود داشته باشد که ما هم در پاسخ دادن حق انتخاب داریم

4-یادمان باشد ما درخواست را رد میکنیم نه فرد مقابل را

5-در پاسخ دادن به درخواستها عجول نباشیدحتی به درخواستهای ناگهانی بلافصله پاسخ ندهید سعی کنید زمان کافی برای فکر کردن به خود بدهید

6-مسیولیت هر پاسخی را که می دهید به عهده بگیرید

7 قبول درخواست از روی توانایی هایی که دارید باشد

[ یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393 ] [ 14:38 ] [ علیرضا جده دوست ]
اساس پاسخ های بله و خیری که به 72 سوال یونگ داده می شود برای هر کس یک نوع شخصیتی تعیین می شود .مثلا نوع شخصیتی ENFJ .سپس هر یک از این شخصیت ها توسط دو روانشناس آنالیز شده و توصیه های جالبی در ادامه آورده شده است.در مورد هر نوع شخصیتی نیز مشهورترین افراد دنیا ذکر شده اند.
ضمنا برای کمک به دوستانی که احتمالا در ترجمه جملات مشکل خواهند داشت ترجمه غیر حرفه ای آن نیز در زیر آورده شده است.پیشاپیش از اینکه احتمالا ترجمه جملات ممکن است مفهوم نباشد پوزش می خواهم چرا که غرض حفظ امانت بوده.است.مطمئنا پاسخ به خیلی از سوالات به راحتی درک آنها نخواهد بود.با خودتان رو راست باشید.کمی در مورد آنها فکر کنید و حتی الامکان در تنهایی خودتان به آنها پاسخ دهید.تنها در این صورت است که نوع شخصیتی شما درست تشخیص داده خواهد شد.به این تست اعتماد کنید.



۱.قاعدتا آیا اشتغالات فکری روزمره مانع برنامه ریزی تو برای آینده می شود؟
2.آیا دریافته ای که گقتن از احساساتت برای دشوار است؟
3.آیا در شلوغی احساس راحتی می کنی؟
4.آیا بهتر می دانی که کارها را سر وقت به پایان برسانی؟
5.آیادر زمان شنیدن مشکلات مردم به شدت متاثر می شوی؟
6.آیا به شنیدن نظر کلی بیشتر ازجزئیات تشخیص آن تمایل داری؟
7.فکر می کنی نگاه سخت گیرانه به عمل به قوانین مانع یک درآمد خوب می شود؟
8.اغلب ترجیح می دهی به جای رفتن به مهمانی یک کتاب را بخوانی؟
9.آیا بیشتر از حالت تئوریکی مسائل به تجربیات خود اعتماد می کنی؟
10.آیا به هیجان در آوردن تو سخت است؟
11.آیا به سرعت به زندگی اجتماعی محل کار جدید خود انس می گیری؟
12.آیا احساس مسئولیت در طبیعت توست؟
13.آیا احساسات و عواطف خود را بارها و به راحتی به زبان می آوری؟
14.آیا اغلب به نوع بشر و سرنوشت او می اندیشی؟
15.آیا باور داری که بهترین تصمیم همان است که بتوان آنرا به راحتی تغییر داد؟
16.آیا فردی منزوی و به دور از اجتماع هستی؟
17.آیا سریع عمل کردن را به اندیشیدن در مورد جوانب مختلف کار ترجیح می دهی؟
18.آیا به منطق بیش از احساس اعتماد داری؟
19.آیا اوقات فراغت خود را به فعالیت های اجتماعی،بودن با گروهی از مردم،برگزاری مهمانی،خرید و ... می گذرانی؟(منظور کارهای اجتماعی است.)
20.آیا از قبل برای کارهایت برنامه ریزی می کنی؟
21.آیا فعالیت های تو گاهی توسط عواطفت تحت تاثیر قرار می گیرد؟
22.آیا اغلب در مورد پیچیدگی های زندگی می اندیشی؟
23.آیا اغلب کارها را با عجله انجام می دهی؟
24.آیا فکر می کنی که بلند صحبت کردن برایت سخت است؟
25.اگر مجبور به خواندن کتابهای تئوریکی باشی احساس کسالت می کنی؟
26.آیا برای عدالت بیش از ترحم ارزش قائلی؟
27.از مصاحبت با بیشتر مردم احساس خوبی داری؟
28.آیا علاقه مند به این هستی که چگونگی کار کردن هر چیز را بفهمی؟
29.آیا به راحتی با نگرانی های مردم همدل می شوی؟
30.آیا بیش از پیگیری روش های شناخته شده تمایل داری که خود تجربه کنی؟
31.آیا از مقید شدن نسبت به تعهدات اجتناب می کنی؟(آیا از زیر منت کسی رفتن پرهیز می کنی؟)
32.ترجیح می دهی که خود را نسبت به سرو صداهای بیرون ایزوله کنی؟
33.آیا برای تو حیاتی است که هر چیز را با دست خود آزمایش کنی؟
34.آیا فکر می کنی که اغلب چیزها قابل تجزیه و تحلیل هستند؟
35.آیا تو معمولا اولین کسی هستی که نسبت به یک واقعه تصادفی مثل زنگ زدن تلفن یا یک سوال دور از انتظار واکنش نشان می دهی؟
36.آیا از قرار دادن اشیا به صورت منظم احساس خوشحالی می کنی؟
37.با برنامه های تلویزیونی احساس یگانگی داری؟(راحت ارتباط برقرار می کنی؟)
38.آیا به راحتی اصول تئوریکی جدید را درک می کنی؟
39.آیا پروسه تحقیق برای رسیدن به جواب برای تو مهمتر از خود جواب است؟
40.آیامعمولا در گوشه های اتاق می نشینی تا در مرکز اتاق(جایی که به اتاق متمرکز باشد)؟
41.آیادر زمان حل یک مسئله اغلب از روش های شناخته شده می روی تا جستجو برای یافتن روشی دیگر؟
42.آیا نسبت به اصول خود ثابت قدم هستی؟
43.آیا ارتباط برقرار کردن در مکان های اجتماعی برایت راحت است؟
44.آیا دارای ثبات نفس هستی؟(دمدمی مزاج نیستی؟)
45.آیا از روی میل خود را درگیر مسائلی می کنی که همفکری تو را می طلبد؟
46.آیا به راحتی راه های مختلف توسعه نتایج را درک می کنی؟
47.آیا عطش ماجرا جویی در نهاد تو حبس شده است؟(خاتمه یافته است؟)
48.آیا جلسه با یک گروه کوچک را به تعامل با تعداد زیادی از افراد ترجیح می دهی؟
49.آیادر زمان توجه به یک وضعیت (مکان)وضعیت جاری توجه تو را بیشتر از سلسله وقایایی که ممکن است رخ دهد(در اطراف) به خود جلب می کند؟
50.آیا معتقدی که یافته های علمی همیشه بهترین هستند؟
51.آیا از داشتن یک دایره گسترده از آشنایان لذت می بری؟
52.آیا اغلب به موقع سر قرار حاضر می شوی؟
53.آیا به مردم با کمال میل کمک می کنی بدون آنکه در عوضش چیزی بخواهی؟
54.آیا اغلب وقت زیادی را بر روی اینکه چگونه می توان چیزها را اصلاح کرد می گذرانی؟
55.آیا تصمیمات تو بیشتر بر مبنای احساسات لحظه ای است تا برنامه ریزی دقیق؟
56.آیابیشتر ترجیح می دهی اوقات فراقت خود را تنها باشی تا اینکه در یک جو خانوادگی آرام استراحت کنی؟
57.آیا از پیوستن (عمل کردن )به رسوم(روش های)متعارف احساس راحت تری داری؟
58.آیا معتقدی که انتقاد هدفمند همیشه در هر فعالیتی مفید است؟
59.آیا از اینکه در مرکز وقایایی قرار بگیری که دیگران مستقیما در آن دخیل بوده اند لذت می بری؟
60.آیا می دانی که چگونه می توانی همه دقایقت را هدفمند کنی؟
61.آیا توسط عواطف قوی به راحتی تحت تاثیر قرار می گیری؟
62.آیا همیشه در جستجوی فرصت ها هستی؟
63آیا .به نظر می رسد که فرصت ها(مهلت ها) به صورت نسبی،نه مطلق،برای تو اهمیت دارند؟
64.آیا پس از مدت زیادی در اجتماع بودن احساس می کنی نیاز داری به جایی بروی و تنها باشی؟
65.میز کار ،صندلی و ... تو معمولا مرتب و منظم هستند؟
66.آیاتمایل داری که بی تعصب(جهت گیری)باشی حتی اگر این روابط خوب تو با مردم را به خطر بیندازد؟
67.آیا علاقه داری که شغل پر تحرکی داشته باشی؟
68.آیا بر روی هوس ها و وسوسه های خود کنترل خوبی داری؟
69.آیا به همفکری با مردم تمایل داری؟
70.آیا می توانی قواعد کلی که رخدادهای ویژه از آن نشات می گیرند را ببینی؟(درک کنی)
71.آیا تمایل داری که بیشتر بر بدیهه گویی ها تکیه کنی تا برنامه ریزی دقیق؟
72.از تنها قدم زدن احساس خوشحالی می کنی؟

[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 13:35 ] [ علیرضا جده دوست ]
پرسشنامه 71 جمله است هريك از جملات را به دقت بخوانيد و درستي آن را در مورد خودتان با درج علامت (× ) در پاسخنامه مشخص كنيد . هر مورد که علامت (× ) نداشته باشد پاسخ شما "خیر" محسوب خواهد شد  .
1) اشتهاي خوبي دارم .
2) بيشتر صبح ها خوش و سرحال از خواب بر مي خيزم .
3) زندگي روزانه من پر از چيزهايي است كه برايم جالبند.
4) موقع كار فشار و ناراحتي زيادي احساس مي كنم .
5) گاهي فكرهاي بدي مي كنم كه نمي شود درباره آن صحبت كرد .
6) به ندرت دچار يبوست مي شوم .
7) بعضي وقتها خيلي دلم مي خواهد خانواده ام را ترك كنم .
8) گاهي اوقات آن چنان به گريه يا خنده مي افتم كه نمي توانم جلوي آن را بگيرم .
9) هر چند وقت يك بار تهوع و استفراغ ناراحتم مي كند .
10) به نظرم هيچ كس مرا درك نمي كند .
11) گاهي دلم مي خواهد ناسزا بگويم .
12) هر چند شب يك بار دچار كابوس مي شوم ( خوابهاي وحشتناك مي بينم ) .
13) برايم مشكل است كه حواسم را روي كاري متمركز كنم .
14) من تجربه هاي مخصوص و عجيبي داشته ام
15) اگر ديگران برايم نزده بودند من بيشتر موفق بودم .
16) در دوران جواني مرتكب سرقتهاي جزيي شده ام .
17) گاه بگاه روزها ، هفته ها و حتي ماهها بوده كه دست و دلم به كاري نرفته است .
18) خوابم آشفته است .
19) با ديگران كه هستم تحمل شنيدن حرفهاي عجيب و غريب آنها را ندارم .
20) اكثر كساني كه مرا مي شناسند از من خوششان مي آيد .
21) اغلب مجبور بوده ام از كساني اطاعت كنم كه به اندازه من نمي فهميدند .
22) كاش به اندازه ديگران خوشحال بودم .
23) فكر مي كنم بسياري از مردم براي جلب كمك وهمدردي ديگران بدبختي هاي خود را بزرگتر جلوه مي دهند .
24) بعضي وقتها خشمگين مي شوم .
25) واقعا" اعتماد به نفس ندارم .
26) خيلي كم از پرش و تكان ماهيچه هايم ناراحت مي شوم .
27) خيلي وقتها احساس مي كنم كه مرتكب كار زشت و خطايي شده ام .
28) بيشتر اوقات خوشحالم .
29) بعضي اشخاص آن قدر تحكم مي كنند كه حتي وقتي مي دانم حق با آنها است دلم مي خواهد بر خلاف آن چه مي خواهند رفتار كنم .
30) معتقدم بر ضد من توطئه چيني مي شود .
31) اغلب مردم حاضرند حتي با شيوه هاي غير عادلانه به منافع و مزايايي برسند .
32) معده ام خيلي ناراحتم مي كند .
33) اغلب نمي فهمم چرا آنقدر بد خلق و بد قلق بوده ام .
34) بعضي اوقات افكارم سريعتر از آن بوده كه بتوانم به زبان بياورم .
35) فكر مي كنم زندگي خانوادگيم به خوبي زندگي اغلب كساني است كه مي شناسم .
36) گاهي وقتها احساس مي كنم كه واقعا"آدم بي مصرفي هستم .
37) در چند سال اخير بيشتر اوقات حالم خوب بوده است .
38) در زندگي من مواقعي بوده است كه در آن دست به كارهايي زده ام كه بعدها نمي دانستم چه بوده است .
39) احساس مي كنم غالبا" بي دليل مجازات شده ام .
40) هيچوقت حالم بهتر از حالا نبوده است .
41) برايم مهم نيست كه ديگران درباره من چه فكر مي كنند .
42) حافظه ام خوب است .
43) گفتگو با غريبه ها برايم دشوار است .
44) اغلب سرتا پا احساس ضعف مي كنم .
45) به ندرت دچار سردرد مي شوم .
46) تا به حال اشكالي در حفظ تعادل خود موقع راه رفتن نداشته ام .
47) بين كساني كه مي شناسم بعضي ها را دوست ندارم .
48) كساني هستند سعي دارند افكار و عقايد مرا بدزدند .
49) كاش اين قدر خجالتي نبودم .
50) معتقدم گناهانم غير قابل بخشش هستند .
51) غالبا" از چيزي دلواپسم .
52) رفقايم غالبا" مورد پسند مادر و پدرم نبوده اند .
53) كمي پشت سر ديگران غيبت مي كنم .
54) بعضي وقتها احساس مي كنم كه خيلي آسان تصميم مي گيرم .
55) تقريبا" هيچ وقت تپش قلب يا تنگي نفس نداشته ام .
56) زود از جا در مي روم و زود آرام مي گيرم .
57) بعضي وقتها آن قدر بي قرار بوده ام كه نمي توانسته ام يك جا بند شوم .
58) والدين و اعضاء خانواده ام بيش از حد از من ايراد مي گيرند .
59) براي هيچ كس چندان مهم نيست چه به سرم مي آيد .
60) سوء استفاده از كسي كه خود چنين امكاني را مي دهد ، بد نمي دانم .
61) گاهي اوقات احساس مي كنم سرشار از انرژي هستم .
62) قدرت بينايي من به خوبي سالهاي گذشته است .
63) خيلي كم متوجه شده ام كه گوشم زنگ يا وزوز كند .
64) يكي دو بار احساس كرده ام كه كسي سعي دارد با تلقين و هيپنوتيزم مرا وادار به انجام كارهايي بكند .
65) مواقعي بوده است كه بدون علت خاص و برخلاف معمول با نشاط بوده ام .
66) حتي وقتي با ديگرانم احساس تنهايي مي كنم .
67) فكر مي كنم تقريبا" هر كس براي اين كه به دردسر نيفتد دروغ خواهد گفت .
68) من حساس تر از ديگران هستم .
69) مواقعي است كه مغزم كندتر از حد معمول كار مي كند .
70) غالبا" مردم مرا نا اميد مي كنند .
71) در استعمال دخانيات افراط كرده ام . يا در خوشگذراني افراط کرده ام .

[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 13:34 ] [ علیرضا جده دوست ]
پرسشنامه افسردگی بک – فرم کوتاه
Beck Depression short Inventory (BDI-S)
در این پرسشنامه 13 گروه سوال وجود دارد و هر گروه بیان کننده حالتی در فرد است . عبارت های هر گروه را به دقت بخوانید سپس عبارتی را انتخاب کنید که بهتر از همه احساس کنونی شما را بیان می کند، یعنی آن چه را که در زمان اجرای تست احساس می کنید. سپس دور عدد مقابل آن عبارت یک دایره بکشید.
1)      
3. آن قدر غمگین یا بدبختم که دیگر تحملش را ندارم.
2. همیشه غمگین یا گرفته ام و نمی توانم خود را از این وضع خلاص کنم.
1. من غمگین یا گرفته ام
0. من غمگین نیستم.
2)      
3. من احساس می کنم که به آینده امیدی نیست و اوضاع بهتر نخواهد شد.
2. من احساس می کنم هیچ امیدی به آینده ندارم.
1. من نسبت به آینده مایوسم
0. من نسبت به آینده بدبین یا مایوس نیستم.
3)      
3. من احساس می کنم شخصی شکست خورده ام.
2. من هر چه به گذشته می نگرم چیزی جز شکست نمی یابم.
1. من احساس می کنم بیش از یک شخص متوسط در زندگی با شکست مواجه شده ام.
0. من خود را شکست خورده نمی دانم.
4)      
3. من از همه چیز ناراضی ام.
2. دیگر هیچ چیز مرا راضی نمی کند.
1. من از چیزهایی که لذت می بردم ، دیگر لذت نمی برم.
0. من نارضایتی خاصی ندارم.
5)      
3. انگار احساس می کنم که بسیار بد و بی ارزش هستم.
2. من احساس می کنم که کاملا گنه کارم.
1. من اغلب اوقات احساس می کنم که بد یا بی ارزشم.
0. من احساس گنه کاری خاصی ندارم.
6)      
3. من از خود نفرت دارم.
2. من از خودم بیزارم.
1. من از خودم نا امیدم.
0. من ناامید نیستم.
7)      
3. اگر امکان داشت خود را می کشتم.
2. من نقشه های مشخصی برای خودکشی دارم.
1. من احساس می کنم بهتر است بمیرم.
0. من به هیچ وجه به فکر آسیب رساندن به خود نیستم.
8)      
3. من تمام علاقه ام را نسبت به مردم از دست داده ام و هیچ توجهی به آنها ندارم.
2. من علاقه ام را تا حد زیادی نسبت به مردم از دست داده ام و فقط اندک احساسی نسبت به آنها دارم.
1. من اکنون کمتر از گذشته نسبت به مردم علاقه دارم.
0. من علاقه ام را نسبت به مردم از دست نداده ام.
9)      
3. من دیگر نمی توانم هیچ تصمیمی بگیرم.
2. برای من تصمیم گرفتن مشکل است.
1. من سعی می کنم تصمیم گیری خود را به تاخیر بیاندازم.
0. من مثل همیشه می توانم به خوبی تصمیم بگیرم.
10) 
3. من احساس می کنم زشت یا زننده ام.
2. من احساس می کنم که وضع ظاهر من دائما در تغییر است و باعث می شود در نظر دیگران جذاب نباشم.
1. من از این که پیر یا غیر جذاب به نظر می رسم، نگرانم.
0. من احساس نمی کنم به نظر دیگران بدتر از گذشته باشم.
11) 
3. من اصلا نمی توانم کار کنم.
2. من برای انجام هر کاری باید خیلی به خود فشار بیاورم.
1. برای من شروع یک کار مستلزم کوششی فوق العاده است.
0. من می توانم مثل گذشته کار کنم.
12) 
3. من خسته تر از آنم که بتوانم کاری انجام دهم.
2. من با انجام هرکاری خسته می شوم.
1. من خیلی زودتر از گذشته خسته می شوم.
0. من بیش از حد معقول خسته نمی شوم.
13) 
3. من دیگر به هیچ وجه اشتها ندارم.
2. حالا دیگر اشتهای من خیلی بد تر شده است.
1. اشتهای من دیگر به خوبی گذشته نیست.
0. اشتهای من بدتر از حد معمول نیست.
[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 13:29 ] [ علیرضا جده دوست ]
علایم و نشانگان افسردگی

باید توجه داشت که افراد افسرده خودشان کمتر تمایل به سخن گفتن دارند و کمتر از علایم افسردگی خودشان صحبت می کنند. نشان های زیستی و فیزیولوژیکی افسردگی به شرح زیر است:

1- اختلال در اشتها: بی اشتهایی روانی نسبت به غذا و یا پراشتهایی

2-زیاد شدن و کم شدن وزن به طور غیرعادی: چاقی و لاغری سریع

3- بدخوابی: اختلال در خواب، بی خوابی های طولانی، زود بیدار شدن

4- کاهش انرژی حیاتی و احساس ضعف و خستگی : بی حالی و کم رغبتی

5- شکایت از نارحتی های جسمانی: از پیوست ، دل درد، سردرد و...

علایم شناختی افسردگی

1- ناتوانی در تمرکز ذهن: کاهش قدرت یادگیری

2- ناکامی های تحصیلی

3- نگرش ها و بازخوردهای منفی و بازدارنده

4- خود بنداری های منفی و احساس ناامیدی

5- تفکرها یا هیچ: شخص افسرده همه چیز را به صورت سیاه یا سفید می بیند.

6- از دست دادن قدرت تصمیم گیری

علایم عاطفی و روانی افسردگی

1- اضطراب و نگرانی

2- احساس مواجه شدن مکرر با حوادث تنش زا

3- احساس گناه و بی کفایتی

4- احساس بی علاقگی

5- بی حوصلگی شدیدبی قراری

علایم رفتاری افسردگی

1- ترس یا نگرانی از ترک خانه

2- بی علاقگی به ورزش

3- بی علاقگی به بهداشت فردی

4- گریه های مکرر

5- بحث و جدب با دیگران

6- گوشه گیری

7- بی علاقگی به امور جنسی

8- مصرف سیگار و مواد مخدر

نکته:1-درافسردگی عمده نشانه هاباید حداقل 2هفته دوام داشته باشد

2- درافسردگی دیس تمی نشانه هاباید حداقل 2سال دوام داشته باشد

[ شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393 ] [ 13:18 ] [ علیرضا جده دوست ]
ادرس ميرداماد رودبار شرقى

مشاوران

٠٩١٢٥٣٩٦٧٥٤ جده دوست

٠٩١٢٥٨٨٣٦١٣ مجدپور

مشاوره خانواده ازدواج شغلى تحصيلى

ساعات كار مشاوره از ساعت ٤ الى ١٠ شب

[ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 ] [ 13:27 ] [ علیرضا جده دوست ]
شماره ها ك زير نوشته شده اند 

ادرس ميرداماد رودبار شرقى ساعت ٥ الى ١٠ شب ساعات مشاوره

ازدواج طلاق خانواده تحصيلى و شغلى

[ جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393 ] [ 1:37 ] [ علیرضا جده دوست ]
چیزی ک بیشتر ازهمه عشق را تباه میکند این است که

یک دفعه متوجه شوی رفتار مقبول سابقت دیگر مضحک شدهاست

[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 14:53 ] [ علیرضا جده دوست ]


غم نوعی احساس طبیعی است که در واکنش به شرایط ناخوشایند و
  ناملایمات ، مثل وقایع ناراحت کننده و از دست دادن عزیزان پدید می‌آیِد. این حالت  معمولا با  اضطراب    ،  کاهش انرژی ، کسالت عمومی و خواب کم ، همراه است. تقریباً همه افراد ، تغییرات در  خلق و خو و روحیه خود را به نوعی تجربه کرده‌اند. گاهی اوقات ، احساس نگرانی ،  سردرگمی یا  افسردگی    ، واکنشهای طبیعی در برابر برخی رویدادها است. معمولاً حوادث و رویدادها تغییر  می‌کنند، مشکلات حل می‌شوند و این تغییرات خلق و خویی برطرف می‌شود. تداوم احساس غمو یاس به افسردگی و ناامیدی می‌انجامد که از آن گریزی نیست.

علایم

·         خلق افسرده مانند احساس غمگینی ، درماندگی و احساس پوچی و همچنین گریه کردنبی‌مورد

·         کاهش قابل ملاحظه علاقه نسبت به تمام فعالیتها یا فقدان احساس لذت

·         کاهش یا افزایش اشتها

·         بی‌خوابییا پرخوابی که نوع بی‌خوابی شایعتر است.

·         کندی روانی - حرکتی

·         کاهش یا افزایش میل جنسی که کاهش آن شایعتر است.

·         خستگی یا فقدان انرژی

·         احساس بی‌ارزشی یا گناه بیجا

·         کاهش تمرکز و بدنبال آن کاهش قدرت تفکر و تصمیم گیری

·         افکار خودکشی تکرار شونده
اگر فردی 5 یا بیشتر علایم ذکر شده را به مدت 2 هفته مداوم داشته باشد بیمار افسرده است و باید به روانپزشک مراجعه کند. البتهباید حداقل یکی از 2 معیار خلق افسرده و از دست دادن لذت را داشته باشد و علایمناشی از تاثیر مستقیم یک ماده (داروی تجویزی یا مورد سو مصرف) و یا نوعی بیماریجسمی مثلکم‌کاری تیروئیدنباشد.

 

·         بعضی مواقع و بخصوص در فرهنگ ما ، افسردگی با تابلوی فیزیکی بصورت علایمسوماتیک (شکایتهای جسمانی و دردهای متحرک) مراجعه می‌کنندعلایم سوماتیکشامل مشکلات شکمی ،سوء هاضمه، نفخ ، کاهش اشتها ،تپش قلب،احساس ناراحتی در قفسه سینه ،سردرد، درد گردن، درد پشت و شانه‌ها می‌باشد.

[ شنبه بیستم اردیبهشت 1393 ] [ 14:17 ] [ علیرضا جده دوست ]
عشق داغ میکند و دوست داشتن پخته هر داغی یک روز به سردی میرود ولی هیچ پخته ای دوباره خام نمیشود

كارشناسان ارشد روانشناسى 

جده دوست ٠٩١٢٥٣٩٦٧٥٤

مجدپور٠٩١٢٥٨٨٣٦١٣

[ جمعه نوزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 10:50 ] [ علیرضا جده دوست ]
درباره وبلاگ

سلام خدمت شما دوستای عزیزم
از اين قسمت ميتونيد با من در تماس باشيد
شماره من ٠٩١٢٥٣٩٦٧٥٤
ساعت مراجعه ٥ الى ٩ شب
ميرداماد رودبار شرقى
امکانات وب
بک لینک فا